تبلیغات
دنیای من ستایش - آخرین پست سال 1390
بوی باران،بوی سبزه،بوی خاک
شاخه های شسته،باران خورده،پاک
آسمانی آبی و ابری سپید
برگ های سبز بید
عطر نرگس،رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوتر های مست
نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه هاودشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب خوش به حال آفتاب
ای دل من گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمی پوشی به کام
باده ی رنگین نمی بینی به جام
نقل و سبزه در کنار سفره نیست
جامت از آن می که می باید تهی ست
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش می شود هفتاد رنگ



سلام به همه ی دوستان مهربون و همیشگی
امروز در آخرین روز و آخرین ساعات سال 90 اومدم تا برای آخرین بار در این سالی که گذشت کمی با شما دوستای خوبم و دختر نازنینم حرف بزنم

خدا رو شکر می کنم که امسال با همه ی خوبیها و بدیهاش برامون با تنی سالم به اتمام رسید و در کنار عزیزانم دوستانی ظاهرا مجازی اما قلبا و باطنا حقیقی پیدا کردم

این وبلاگ بهونه ای شد برای دیدن دنیای پر از عشق و محبت تنی چند از هم وطنانم که با حضورشون در این کلبه ی کوچیک همیشه منو خوشحال و شرمنده کردند

از همه ی شما ممنونم که باعث دلگرمی من بودین
و از صمیم قلبم براتون آرزوی شادی و سلامتی دارم
و  در سال  1391 بهترین ها رو از خداوند بزرگ براتون خواستارم
سال نو بر همه ی شما مبارک عزیزانم



و تو ای دختر نازنینم
پاره ی تن مامان و بابا

کمتر از 16 ساعت دیگه سومین بهار زندگیت شروع میشه و من و بابایی خیلی خیلی خوشحالیم که تو یک سال دیگه بزرگتر شدی

خدا رو شاکرم که گلی چون تو به ما بخشید و با ارزانی کردن بزرگترین نعمتش بر ما یعنی سلامتی ما رو سرشار از شادی و نشاط و عشق کرد.

ستایش عزیزم
با حضور گرمت در خونه ی کوچیک اما سرشار از عشق مون بر مامانی و بابایی منت گذاشتی و
با شیرین زبونی هات با بازی هات با خندیدنات با مهربونی هات
یک سال دل ما رو شاد کردی

مامان فدای اون قلب مهربونت بشه که وقتی بهت میگم مامان غصه می خوره غذا نخوری میای منو می بوسی و میگی: مامانی ببین یه قاشق دیگه خوردم دیگه غصه نخور باشه؟ حالا بخند!!

از همون خدای بزرگ و مهربونی که تو رو به ما داد،می خوام زندگی ات سرشار از سلامتی و شادی و خوشبختی باشه و در یک کلام، الهی عاقبت به خیر باشی عزیز مادر!

همیشه لحظه ی تحویل سال خونه ی خودمون بودیم اما ان شالله امسال برای اولین بار قراره تحویل سال خونه ی آقاجان باشیم در کنار عمه آمنه که از شهرش اومده پیشمون و عموالیاس و عمو روح الله و پسر عمو و پسرعمه هات همه با هم سر سفره ی هفت سین بنشینیم و برای همه دعا کنیم

برای سلامتی و عاقبت به خیری همه ی فرشته های کوچولو
 
و از اونجا بریم دیدن باباجون و مامان جون...

ان شالله به همه خوش بگذره

خداحافط تا سال 1391




تاریخ : دوشنبه 29 اسفند 1390 | 04:41 ب.ظ | نویسنده : مامان مهین | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.