تبلیغات
دنیای من ستایش - مامان خوبی دارم...

کوچولویم کوچولو

صورتم مثل هلو

قد و بالام کوتاهه

چشم و ابروم سیاهه

مامان خوبی دارم

می شینه توی خونه

می بافه دونه دونه

می پوشم خوشگل میشم

مثل دسته گل میشم

امروز می خوام بر خلاف همیشه که از دخملی می گفتم از خودم بگم

آخه مامانی ستایش یه کارهایی واسش کرده که دوست داره اینجا نشون بده تا دخملی بزرگ که شد ببینه مامانش هنرمند بوده

حالا هنرمند که نمیشه گفت!!!

چند تا بافتنی دست و پا شکسته و یک خیاطی واسش انجام دادم

البته بدون هیچ گونه کلاس رفتنی

و همین جا باید از کمک های بی دریغانه و دلسوزانه ی خانم عموی عزیزم حسابی تشکر کنم که هنرمند واقعی ایشون هستن

اولین بافتنی رو موقعی که ستایش رو باردار بودم انجام دادم. بعد از اینکه جنسیت مشخص شد براش نخ خریدم و با راهنمایی های خانم عموی خوبم یک سرهمی بافتم

اینجا ستایش 4 ماهشه و این سرهمی رو تا 9 ماهگی تنش کردم و حتی سال بعدش هم که یک سال و نیم بود بلندش کردم و باز استفاده کردم و خلاصه اینکه خیلییییییییییییی پرکاربرد بود

البته واسه ی این سرهمی کلاه و کفش هم بافتم که در عکس زیر کفشاش دیده میشه

اینجا ستایش جون 7 ماهشه

اینم کلاهش که عکس ازش نداشتم که سرش باشه...

این تاپ شلوارک رو تابستون گذشته براش دوختم

وای یهو دلم برای تابستون تنگ شد!!!

و پاییز گذشته هم براش یک بلوز و یک ژاکت بافتم

البته یادآور می شم به دلیل اینکه هوا داشت سرد می شد و می خواستم بیشتر از لباس ها استفاده کنم مامان مهربونم توی بافت بلوز و خانم عموی گلم توی بافت ژاکت همراهیم کردند تا زودتر تموم بشه

ذست گلشون درد نکنه

قربون اون ژست گرفتنت بشم من

همیشه وقتی در حال بافتن این ژاکت بودم ستایش شعر کوچولویم کوچولو رو با حرکات زیبای دست برام می خوند ،فداش بشم من

و اینم بلوزش که از نخ هایی که توی خونه بود استفاده کردم

و ان شاءالله تصمیم دارم سال دیگه براش کلاه و شال گردن و یک سارافون ملوس دخترونه ببافم

آخه دخمل نازمی ستایش جوننننننننننننننننننننننننننننننننننم



تاریخ : دوشنبه 24 بهمن 1390 | 10:05 ق.ظ | نویسنده : مامان مهین | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.