تبلیغات
دنیای من ستایش - ستایشم خیلی اهل بازیه

سلام دخملی عسلم

سلام دوست جونای گلم

امروز می خوام از بازیها و کارها ی جدید دخترم بگم.

ستایشم مدتیه که دوست داره با من یا باباییش بازی کنه و زیاد تمایلی به تنها بازی کردن نداره. خب فکر کنم مقتضای سنشه!

وای به اون روزی که من خیلی کار دارم و دخمل دست از سرم برنمی داره، مامانی بیا با هم توپ بازی کنیم/ مامانی بیا توی تُتاقم(اتاقم) با هم بازی کنیم/ مامانی بیا نینا کن نی نی رو لالاکردم/  مامانی نی نی  غسا(غذا) نخورده براش پلو بیار


آره مامان جون دستمو می گیری و منو با خودت می بری

منم که دیگه باید تمام و کمال در خدمت خانوم باشم که یه وقت بهشون بد نگذره!!!!!!!!!!!!!

هر جا میرم بساطش رو با خودش برمیداره و دنبالم توی خونه راه می افته! میرم اتاقم سراغ کامپیوتر می بینم صداش در اومد: مامانی کجایی؟ بیا کمکم کن اینا توی دستم جا نمیشه. هرچی اسباب بازی دوروبرشه می خواد بیاره توی اتاق پیش من، میگم: مامان جان من زود میام اینا رو نیار خیلی زیاده اما کو گوش شنوا!!!!!

خلاصه کارم با کامپیوتر تموم میشه میرم توی اتاق ستایش خانم تا مرتبش کنم وای باز باید اون همه اسباب رو واست بیارم توی اتاقت  و اما اتاق شیطونکم رو  اگه ببینین توش گم میشین!

آخه جدیدا میره سراغ کمد لباسش ،دونه دونه لباس ها رو درمیاره و با زحمت تنش می کنه بعد میاد پیشم میگه ناز شدم؟ شلوار، کلاه، دامن، سارافون، و هر بار یک چیزی، کشوی جوراباشم به هم میریزه و  هر با یک جفت جوراب پاش می کنه و کلی ذوق می کنه که تونسته جوراب پاش کنه، از اسباب بازیهاش هم که دیگه هیچی سر جاش نیست

خلاصه میرم سراغ لباسها تا جمعشون کنم ، ستایش از اینکار خیلی خوشش میاد و مثلا میاد کمکم کنه!

لباسها رو مثل کاغذ مچاله می کته و بعد میده به من میگه بیا مامان جمعش کن.

ملاحظه بفرمایید این گوشه ای از اتاق ستایش جونه

 

کشوی جوراباشو می خوام مرتب کنم وای خدای من انواع اسباب بازی قاطی جوراباش دیده میشه. علاوه بر اون انواع قاشق و چنگال هم توی کشو هست، آخه دختر ما سراغ کشوی قاشق چنگالها در آشپزخونه هم میره و با اونا هم بازی می کنه.البته عروسک من خیلی خانومه بعضی وقتا بهش میگم مامانی اتاقت خیلی به هم ریخته شده نمی خوای مرتبش کنی؟!

میگه باشه الان میرم، بعد از 5 دقیقه میاد میگه مامانی خسته شدم تو هم بیا ، خب طفلی بچه م راست میگه میرم می بینم مقداری از اسبابهاشو جمع کرده

اینم یک عکس از بازی ستایش با کلاهش و اسباب بازیهاش

نقاشی کشیدن خیلی دوست داره، دفتر نقاشیشو برمیداره میاد میگه مامانی مداد بده می خوام نی نی بِشِکِلَم!!!!

(یعنی بکشم آخه مامانی چقدر به خودت زحمت میدی بکشم که  گفتنش راحتتره)

(معمولا مداد  دوروبرش نمی گذارم آخه خطرناکه)

توپ بازی هم خیلی دوست داره/ مدام با پاش فوتبال بازی می کنه حتی اگه توپ بره پشت گلدون یا زیر میز می خواد با پاش توپ رو بیاره بیرون

اینجا می خواستیم بریم مهمونی موهات خیلی ناز شده بود ازت عکس گرفتم

اینجا می خوام بریم بیرون ، هنوز من حاضر نبودم ،رفتی بیرون دادوبیداد راه انداختی که مامان بیا دیگه بسه کرم زدی


فعلا دیگه چیزی یادم نمیاد باز میام واست می نویسم گل نازم

 



تاریخ : دوشنبه 14 شهریور 1390 | 10:00 ق.ظ | نویسنده : مامان مهین | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.