تبلیغات
دنیای من ستایش - شیرین کاری های دخملم

امروز اومدم از شیرین زبونی هات و شیرین کاریهات واست بنویسم دختر گلم.

1- با دکمه ی یقه ی بلوزت بازی می کردی گفتم: مامانی چیکار می کنی؟ دکمه ی لباست رو پاره نکنی!

خندیدی و چیزی نگفتی. بعدش دیدم عروسکت رو برداشتی و به خودت چسبوندی و بهش میگی: نی نی جی جی بخور... فدااااااااااااااااااااااات بششششششششششششم مننننننننننننننن


2- تلویزیون آهنگ شاد گذاشته بود یهو بلند شدی گفتی: مامان پاشو نای نای کنیم... بعدش شروع کردی به درآوردن انواع حرکات موزون. خلاصه آهنگ حسابی گرفته بودت قند عسل مامان.........


3-چند شب پیش آخر شب به دلیل زیاد خوردن و فعالیت و دویدن زیاد حالت بد شد. یه مدتی بود بالا نیاورده بودی و یادت رفته بود.خلاصه بعد از اینکه یه کم برگردوندی با تعجب گفتی: مامانی چی شده؟ آخ دورت بگردم عزیزمامان که نمی دونستی جریان چیه!! الهی هیچ وقت مریض نشی گلم


4- دیروز با بابایی از اتوبوس پیاده شدیم و داشتیم می رفتیم خونه ی مامان جون که یک اتوبوس که کنار خیابون پارک شده بود دیدی.با یک قیافه ی بامزه که ابروهاتو جمع کرده بودی گفتی: بابایی اتوبوس آقا نداله!!

آخه راننده نداشت....کلی با بابایی خندیدیم و خودت هم خیلی ذوق کرده بودی


5- ستایش: جیش دالم.

مامانی: پاشو بریم.

ستایش:من می خوام برق اُشن اُنم. دستم نمی سِلِه!!(یعنی من میخوام برق رو روشن کنم دستم نمی رسه)


6- دیروز داشتی در حین بازی کردن شعر می خوندی. این هم شعر جدیدی که ستایش خانوم ساختن:

کلاغه میگه:قال قال. مادرش میگه:سهر مار. باباش میگه: اَنَسی میای بلیم حموم. (ترکیبی از شعر کلاغه و حسنی نگو یه دسته گل) جیگر من اینقدر تو حال و هوای خودت و سرگرم بازی بودی که متوجه نشدی 2تا شعر رو قاطی خوندی!!!!!!


7- صندلی میز نهارخوری رو با زحمت می کشی عقب و در حالی که داری میری بالا میگی:مامانی الان مُتُتَم. (یعنی می افتم) منم میام میگیرمت که با خیال راحت کارت رو انجام بدی. بعدش میگی: مامانی پلو بیار بخولم.

8- چند وقته دخملم حسابی خانوم شده. کمکم می کنه.آره مامانی موقع میز چیدن یا سفره پهن کردن یا جمع کردن مدام میای تو آشپزخونه و میگی:من می خوام اُمک اُنم.بده من ببلم.

وقتی مهمونی هستیم،با اینکه با بچه ها سرگرم بازی هستی تا می بینی خانما دارن ظرفها رو خشک می کنن خودتو می رسونی و میگی: منم می خوام اُش اُنم.بعدش خیلی مؤدب کنار بقیه می نشینی و یک خشک کن میگیری و با دقت اینکار رو انجام میدی. جالب اینجاست که ظرف رو خوب هم خشکش می کنی!!

وقتی می بینی رو فرش جرم یا آشغال ریخته میگی: مامان جالو بیال اینجا اَثیفه.




 

 



تاریخ : شنبه 18 تیر 1390 | 09:51 ق.ظ | نویسنده : مامان مهین | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.