تبلیغات
دنیای من ستایش - ستایش و عروسکش
ستایش و عروسکش مشغول بازی هستن.توی یک دست ستایش یک کتاب شعر و توی دست دیگه ش عروسکه.
ستایش کتاب رو باز می کنه نگاهی به عکساش  میندازه و با عروسکش یه حرفایی میزنه. مامانی نمی فهمه ستایش چی میگه آخه آروم و توی گوش عروسک یه چیزایی میگه. مامانی هم کاری نمی گیره و میگذاره ستایش جون و عروسکش با هم راحت باشن.ستایش کتاب رو دوباره باز می کنه عروسک رو برمیداره و می گیره جلوی شعر صفحه ی اول و تا آخر شعر عروسک رو حرکت میده و باز با عروسکش حرف میزنه!! ورق میزنه شعر صفحه ی بعدی، باز عروسک رو می گیره جلوی شعر و ...



مامانی: چیکار می کنی مامان جون؟

ستایش: دالم با نی نی باسی می کنم.

مامانی: به نی نی چی میگی؟

ستایش: میگم نی نی کتاب بخون.




مامانی ذوق میکنه و ستایش عسلی رو بغل می کنه و غرق بوسه....






تاریخ : چهارشنبه 8 تیر 1390 | 07:04 ب.ظ | نویسنده : مامان مهین | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.