تبلیغات
دنیای من ستایش - شعر خوندن دخترم

دخترم مدتیه افتاده تو خط شعر خوندن البته به سبك خودش!

بیشتر شعرای تو كتابهاش رو یاد گرفته. البته در این زمینه باید بگم چون ستایش جون از كوچیكیش كتاب خیلی دوست داشت،من و بابااحمدش مدام براش كتاب می خوندیم. از همه بیشتر كتاب" حسنی نگو یه دسته گل"

که بعضی قسمتاش رو خیلی ناز می خونه.


شعر یه توپ دارم قل قلیه رو خیلی وقته با همراهی مامانی یا بابایی می خونی. اما حالا دیگه پیشرفت كردی و بدون همراهی و خودت با اون زبون شیرینت می خونیش!! آفرین دختر باهوشم.


اِ توپ دالم گِ گلیه

سرخ آبیه

می سنم سمین هوا میله

نی دونی اُجا میله

من این توپ نداشتم

مشقام نِبشتم

بابام عیدی داد

توپ گِ گِلی داد.

اما شعر بعدی که همیشه وقتی سرگرم بازی هستی می خونی:


تاب تاب عباسی

اُدا منو ننداسی

اگه مینداسی

بغل مامانی بنداسی

هرچی هم بهت می گم بقیه شو هم بخون ( اگه می خوای بندازی بغل بابایی بندازی) باز دوباره مثل اولی می خونی اینجاست که بابایی ناراحت میشه و ازت می خواد درست بخونی اما فایده ای نداره که نداره.......

و حالا شعر بعدی البته بازم به زبون ستایش جونم:

کلاغه میگه قار قار

مادلش سهر مار

باباش ولش اُن

چادل سیاه اَرش اُن

اونه بیلونش اُن

شعر لالایی رو خیلی دوست داری و معمولا همیشه می خونی اما در 2 مورد بیشتر می خونی:

1- وقتی می خوای بخوابی واسه ی خودت می خونی

2- وقتی عروسکت رو،روی پات گذاشتی و می خوای بخوابونیش

جالب اینجاست که دقیقا با همون آهنگ خودش می خونیش:

گنجشک لالا، مهتاب لالا

آمد دوباله سنجاب لالا

لالالالایی،لالالالایی

لالالالایی،لالالالایی






تاریخ : شنبه 4 تیر 1390 | 10:58 ق.ظ | نویسنده : مامان مهین | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.