تبلیغات
دنیای من ستایش - این روزهای دخترکم
سلام دخترک نازم

مامانی خیلی وقته حس و حال نوشتن ندارم.منو ببخش.
امروز بالاخره تصمیم گرفتم برات بنویسم.

آخه خیلی وقته از خودت،از خودِ خودت ننوشتم.
ماشالله هزار ماشالله خانوم شدی گلِ من!!

راستی دوست جونا سلام.خوبین؟ خوشین؟ زندگی بر وفق مراده!

خب بریم سر اصل مطلب

البته در ادامه ی مطلب



می خوام از این روزهای ستایشم بگم. از علایقش،از بازی هاش،شیرین زبونی هاش...

ستایش جونم بی نهایت به نقاشی علاقه داره،با اینکه مهد نمیره ولی نسبتا خوب می کشه! ذهنش خیلی بازه! از خودش خلاقیت به خرج میده!
مثلا 2 هفته پیش رفته بودیم طبس،شهری کویری،ستایش برای اولین بار نخل دیده بود!
براش توضیح می دادم که اینا درخت خرماست! و خرماها رو بالای درختا نشونش می دادم.
ستایش: مامانی زودتر بریم خونه من می خوام درخت خرما رو نقاشی کنم!
به محض اینکه رسیدیم به محل اقامت،دفتر نقاشیشو در آورد و شروع کرد به کشیدن نخل و بدون اینکه از من چیزی بپرسه این جوری کشید!




بعدش هم بالاش یه نیم دایره با گردالیای رنگی کشید و گفت: اینم درخت خرما! اینا هم برقایی هست که بالاش روشن بود!
عصر که بیرون رفتیم و از خیابون مورد نظر ستایش رد شدیم...
ستایش: مامانی ببین من اینجا رو کشیدم ببین برقا روشن خاموش میشن!
و دیدم قسمتی از خیابون چراغونیه! بالای نخل ها! قربون دخمل خودم برم!

این نقاشی رو کشیده بود ازش پرسیدم مامانی چرا کوه ها رو پایین تر از ساختمون کشیدی؟!
ستایش: آخه مامانی این آپارتمان تو کوه ها ساخته شده!
من:



اینم یه نقاشی دیگه که روی در کمد زده شده!
درخت گیلاستو بخورم من!
اون نوشته ها که زیر خونه ست می دونین چیه؟
1 2 3 4



اینم بگم من و بابایی ستایش زیاد با دخملی کار نمی کنیم و همش نتیجه ی تلاش و فکر خودشه!


اینم یه نقاشی دیگه
یه برج + نردبون رنگی رنگی کنارش



بابایی هم زحمت کشیده شخصیت های کارتونی مورد علاقه ی دخملی رو از اینترنت گرفته و پرینت گرفته تا ستایش جون رنگ کنه!
از قبیل بره ناقلا،پت و مت،فوتبالیست ها،کیتی،باب اسفنجی،پوه و تیگر و...




خب علاوه بر نقاشی،دخملی به خمیر بازی و کتاب هاش خیلی علاقه داره!
یه روز با خمیر یه عالمه حلزون درست کرده بود که خیلی ناز بودن!

کتاباشو میاره و همه شو دونه دونه ورق میزنه
کتابای رنگ آمیزیش رو زود زود رنگ می کنه و میگه: مامانی تموم شد یکی دیگه بخر! ههههههه

از مستقل شدنش بگم که:

* دخملم خودش لباس می پوشه!
*دخملم خودش دستشویی میره!
* دخملم خودش غذا می خوره!
*دخملم خودش در اتاقش تنها می خوابه!
* دخملم خودش بازی می کنه و به مامان جز موارد محدود کار نمی گیره!
* دخملم خودش اتاقشو مرتب می کنه! وسایلشو دقیقا سرجاش میذاره!
* دخملم هر شب مسواک میزنه البته با کمک مامانی یا بابایی

خیلی علاقه داره که ست لباس بپوشه! حتی رنگ لاکش و کیفش!
وای اسم کیف آوردم! دخملم یه عالمه کیف داره! باید یه پست جدا در این مورد بگذارم!

یه روز در یه مغازه ی آرایشی قسمت لاک ها یه لاک سبز رنگ پسند کرده بود و ازم می خواست که براش بخرم!
گفتم مامانی این سبزش بدرنگه! بعدشم تو که لباس سبز نداری!
ستایش: خب حالا تو لاک سبز بخر،عصر با بابایی میریم لباس سبز می خریم!!!!
من:

بله دیگه اینم از بچه های شیرین زبون این دوره زمونه!

توی خونه هم یکسره مچمون رو میگیره!
_ مامان در دستشویی رو باز گذاشتی! از دست تو!
_ مامان تلویزیون از جلو نیگاه نکن! ای بابا!
_ بابا صدای تلویزیونو کم کن! حواسم پرت میشه!
و ...

بله هر چی بهش میگم رو تحویل خودمون میده!

تا یادم نرفته بگم به ریاضی هم خیلی علاقه داره!
مدام در حال شمردنه! با انگشت یا بدون انگشت!
آدمای توی مهمونی! کتاباش! مداد رنگی هاش! جوراباش! کیف هاش!

جدیدا رفته توی خط جمع زدن!
ستایش: مامان می دونی 2 و 2 میشه 4!
ولی 3 و 2 میشه 5!
یه بازی داره اسمش پاپیلوست! در مورد ریاضییه! خیلییییییییی دوسش داره هدیه ی مامان جونشه!
 
براش کلاس زبان ثبت نام کردم خیلیییییییییی خوشحاله! از امروز کلاسش شروع میشه!
انشالله که خوشش بیاد و خسته نشه!


ستایش جونم خیلیییییییییییییییییی دوست داررررررررررررررررررررررررم!!!!!




تاریخ : سه شنبه 16 مهر 1392 | 11:07 ق.ظ | نویسنده : مامان مهین | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.